بهار گشت، ز خود عارفانه بیرون آی

اگر ز خود نتوانی، ز خانه بیرون آی


ازین قلمرو کثرت، که خاک بر سر آن!

به ذوق صحبت یار یگانه بیرون آی


حجاب چهرهٔ جان است زلف طول امل

ازین قلمرو ظلمت چو شانه بیرون آی





نوشته شده توسط مهران در ساعت  | لینک  |