اجرام که ساکنان این ایوانند

اسباب تردُّدِ خردمندانند

هان! تا سر رشته ی خرد گم نکنی

کآنان که مدبرند، سرگردانند

 

- اولی گفت: می دونی اسباب تردد یعنی چه؟

* دومی گفت: یعنی چی؟

- اولی گفت: اسباب یعنی وسایل. تردد هم یعنی رفت و آمد، جابجایی.

* دومی (با خنده) گفت: پس اسباب تردد یعنی وسایل نقلیه!  خیام هم می خواسته بگه ، این کرات آسمانی، وسایل نقلیه مردم خردمند هستند!!

- : نظر بهتری داری؟

* : من میگم، اسباب یعنی سبب ها ، باعث ها، موجبات. مثل وقتی میگیم: "اسباب زحمت" . تردد هم یعنی به شک و تردید افتادن، حیرت کردن، هنگ کردن! در ضمن آن اسبابی که تو میگی "اسباب" نیست. "اثباب" ـه !

- : ولی تردد رو به معنی حرکت بگیر. لطفِ بیت اول رباعی در اینه که ساکنان در مقابل تردد باشه. یعنی اجرام با اینکه ساکنان افلاک هستند، باعث "سیر و به حرکت آمدن" اندیشه ی خردمندان میشن. (1)

* : ولی اجرام که ساکن نیستند! از خیام بعیده به همچین اشتباهی! به کلمه ی هان در شروع بیت دوم نگاه کن. بیدار باشه. برای کی؟ برای همان خردمندان که در "ترددند". در بهت و حیرت و منگی هستند. هان!! تا سر رشته ی خرد گم نکنی..

- : "کآنان که مدبرند سرگردانند" یعنی چی؟

* : تو چی فکر می کنی؟

- : یعنی آن هایی که اهل تدبیر و حساب و کتاب و عمیق اندیشیدن هستند، به جایی نمی رسند. آن ها هم سرگردانند. مثل همان رباعی ِ "آنان که محیط و فضل و آداب شدند...ره زین شب تاریک نبردند به روز..." .

* : خب پس چرا توی مصراع سوم می گه : مواظب باش سر رشته خرد گم نکنی! اگر این طور باشه سر رشته خرد رو گم کنی بهتره که! به نظر میاد "آنان" مصرع چهارم به خردمندان بر نمی گرده. این "آنان" به همان "اجرام" اشاره داره.

- : داره می گه "آنان که مدبرند" . کیا مدبرند؟ سیاره ها یا خردمندان؟!

* : سیاره ها !

- : !!!

* : خیام شارح مکتب فلسفی ابن سینا ست. در هیئت قدیم که آمیخته با حکمت الهی بوده ، مطرح بوده که همینطور که ما انسان ها نفسی داریم که تدبیر امور بدن رو می کنه. همه چیز طبیعت، منجمله سیارات نفوسی دارند که تدبیر امورشون رو می کنه. که "نفوس مدبر" خوانده میشدند. یعنی ظاهر قضیه اینه که عطارد و مریخ و مشتری به دور خود می چرخند ولی باطنش اینه که "نفوس مدبر" اینها سرگردانند. "آنان که مدبرند سرگردانند". اینا رو از خودم نمی گم ها ! اسنادشم موجوده.

- : یک چیزی هم هست که نگفتیم.

* : ؟!

- : ارتباط افقی مصرع اول و دوم رو که نذاشتی برقرار کنیم. ولی "سر رشته گم کردن"  و  "سرگردانی" در مصرع سوم و چهارم ، در اوج ظرافت و لطافت به هم مرتبط اند:

"خیام" یعنی خیمه دوز. یعنی حداقل در کودکی با چرخ ریسندگی سرو کار داشته و بارها این رو از نزدیک لمس کرده که اگر در حین سرگردانی چرخ ، سر رشته نخ گم بشه ، پیدا کردنش کار حضرت فیله.

* : دیگه بدتر ! 

 


 

پ.ن (1): امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرمایند:

الهی! تردّدی فی الآثار یوجَبُ بُعدَالمزار...

"خدای من! گشت و گذار من در آثار ، راه دیدار ترا دور می کند "

 

نوشته شده توسط مهران در ساعت  | لینک  |