خوانش غزل های حافظ "در سکوت"

 

1- صبا ! به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

 

2-شکرفروش -که عمرش دراز باد- چرا

تفقّدی نکند طوطی شکرخا را

 

3-غرور حُسنت اجازت، مگر نداد ای گل؟

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

 

4-به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

 

5-ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست!

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

 

6-چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

 

7-جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

 

8-در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را


 

1- این شکایت را آهسته و باادبانه بگو...."به لطف بگو" که سر به کوه بیابان تو داده ای ما را...

 

این ادب در گله گذاری و احتیاط در شکایت کردن جای دیگری هم در غزلی سابقه زیبایی دارد:

 

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

 

بی مزد بود و منت...

 

اصل داستان این بوده که حافظ از یاردلنوازش گله و شکایتی داشته

ولی ابتدا گفته "زان یار دلنوازم" (نه از هرکسی) بعد از آن، شکایت را با "شکر" همراه کرده ، تشکری هست در کنارش شکایت کوچکی هم هست...

به همین هم بسنده نکرده و گفته اگر "نکته دان" عشق هستی همین شکایت را هم "خوش" بشنو...یک ابراز نیاز عاشقانه حساب کن!

 

3-یاد آور این بیت:

ای گل به شکر آنکه تویی پادشاه حُسن / با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور

 

بعضی هم (منجمله دکتر الهی قمشه ای) گفته اند که "ت" بعد از حسن اضافی است و اینطور صحیح تر است:

غرور حسن ، اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

 

4-بعضی ها این بیت را به این شکل هم نوشته اند:

به حُسن خلق توان کرد صیدِ اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

 

بعضی هم به این شکل:

به حُسنِ خلق توان کرد صیدْ ، اهل نظر!

به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

 

 

5-در مجموع هفت بار تکرار واج های "س و ش"

و ظریف اینکه سیاهی چشم و سپیدی ماه ، همانطور که در مصراع اول شاعر نمیدانست چرا "رنگ" آشنایی ندارند، "سیاه و سفید" هستند و به یک معنی بی رنگ...

 

6-تناسب بین "باده پیمایی و بادپیمایی" اول به کنایه از تنعم و دارندگی و دومی کنایه از فقر و محرومیت

 

7-برگرفته از بیت سعدی است:

جز اینقَدَر نتوان گفت در جمال تو عیب/که مهرَبانی از آن طبع و خو نمی آید

 

در خیلی از نسخه ها اینطور نوشته شده:

جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب/که "حال" مهر و وفا نیست روی زیبا را

که این "حال" هم شاید "خال" بوده. که "خال" مهر و وفا نیست روی زیبا را...به اندازه یک خال کوچک توان گفت در جمال تو عیب...

 

خوانش غزل های حافظ "در سکوت"

نوشته شده توسط مهران در ساعت  | لینک  |