گفته میشود که خوشنویسی به معنای واقعی هنر نیست. چون خلاقیت و آفرینندگی کمتری نسبت به سایر هنرها دارد.

خوشنویس مثل نوازنده هست و مثل آهنگساز نیست.
دو نوازنده ممکن است یک قطعه را شبیه هم بنوازند ولی هیچ وقت دو آهنگساز ، دو آهنگ همانند را بیخبر از هم خلق نمیکنند.

خوشنویسان (به معنای خوشنویسان سنتی) همیشه نوازنده بوده اند ،
چون مجری بی چون و چرای قواعد نسبتا خشکی هستند که از پیش تعیین شده.

ولی اگر تمام قصه همین باشد ، این سوال بی جواب می ماند که این راه دراز از خطوط شکسته و بی روح ابتدایی تا پیچ و تاب دلربای نستعلیق را چه کسی رفته است؟
کسانی در این تاریخ بوده اند که شیوه ها و نقش ها را از هیچ خلق کرده اند.
اولین قدم ها را در زمین های بکری گذاشته اند که دیگران ردپای آن ها را دنبال کرده اند.

اگر همه ی خوشنویسان را یک تن ، تصور کنیم و ابتدای و انتهای تاریخ خوشنویسی را هم سرگذشت تکامل آن یک ابر هنرمند ،
خوشنویسی یک هنر تجسمی می شود که یک هنرمند بزرگ دارد. کسی مثل یک سیمرغ که از سی مرغ بی نام و نشان ، نام و نشان گرفته باشد.

خود خوشنویسان راستین هم دغدغه نام و نشان ندارند. بسیاری از بزرگان این هنر ، پای آثار خود را امضا نمی کرده اند ، یا به "کَتَبَهُ حقیر" بسنده میکردند.
یا به نام کسی که اثر را برای او مینوشتند ...

هیچ خوشنویس بزرگی نمی تواند ادعا کند که روی شانه های میرعماد یا میرعلی و دیگر بزرگان ، نایستاده است.

خوشنویسی از جنس سلوک و صبر و سکوت است.

آسان به چشم می آید و سخت تماشا میشود.

حتی روی سنگ قبرها
زبان حالش این است که:


نگاهم کن زائر!
زمان درازی نگاهم کن
تا برای تو زیبا شوم... *

 


* یدالله رویایی

 

 

▫️ابداع خط نستعلیق را به میر علی تبریزی (درگذشت ۸۵۰ ه‍.ق) نسبت داده‌اند.
هر چند پیش از او نمونه هایی ابتدایی از نستعلیق موجود است اما نقش میرعلی تبریزی در تدوین نستعلیق آنچنان مهم و اساسی بود که استادان بعدی از وی به عنوان ابداع کننده نام برده‌اند.

▫️در رساله‌های قدیمی خوشنویسی داستانی نقل شده که میرعلی ، شبی در خواب ، پرواز غازهای وحشی را دید و حرکات سیال نستعلیق را از حرکات نرم بدن این پرندگان الهام گرفت.
ممکن است این روایت قرین واقعیت نباشد
ولی اگر با دقت به ترکیب های نستعلیق نظر کنیم ، ترکیب هایی شبیه به پرنده در مفردات نستعلیق پیدا میشود. مثلا "حـ" که شبیه به نیمرخ سر یک مرغ است یا "ر" که شبیه به نمای کاملی از یک پرنده دیده میشود.

❓زیبایی خط نستعلیق فقط برپایه شهود زیبایی پدیده آمده ، یا نظم هندسی و ریاضی هم درکار بوده است؟

▫️سال ها قبل از ابداع نستعلیق (نزدیک به 1000 سال پیش)، خوشنویس بزرگ "ابن مقله شیرازی" که ابداع کننده خطوط ششگانه (مُحَقَّق - ریحان - ثُلث - نسخ - رِقاع و توقیع) است اصول دوازده گانه ای را برای خوشنویسی تعریف کرد:

ترکیب - کرسی - نسبت - ضعف - قوت - سطح - دور - صعود مجازی - نزول مجازی - اصول - صفا و شأن

این ها قواعدی بودند که اجرای درست آن ها منتهی به آفرینش زیبایی در اثر میشد.

▫️اما کشف و پیاده کردن همین قواعد هم جز بوسیله ی حس زیبایی شناسی هنرمند صورت نمیگرفته.
این که کرسی باید کجا قرار بگیرد ، و نسبت بین ضعف و قوت چقدر باشد ، از دل حساب و کتاب ریاضی و هندسی بیرون نیامده
هرچه بوده انتخاب شهودی و ذوق زیباپسند هنرمندان بوده است.

بویژه دو قاعده ی آخرین ، یعنی صفا و شان ، که دیریاب ترین و والاترین مرتبه خوشنویسی هستند.

▫️با این حال نستعلیق را تا حدودی به زبان هندسه و ریاضی هم میتوان تحلیل کرد و توضیح داد...

نوشته شده توسط مهران در ساعت  | لینک  |